دیالوگی ماندگار از امیر وضعیت سفید:
صور فلکی، خوشه پروین، ستاره های بادبادکی، دب اکبر، ملاقه، محدوده ستاره قطبی...شمال...جنوب...مشرق...مغرب...قبله
سه رکعت نماز مغرب می خوانم برای رضای خدا قربة الی الله...الله اکبر
بسم الله الرّحمن الرّحیم
.
.
.
ربّنا اتنا فی الدّنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار
خدایا شما انقد مهربونید که آتیشو قبل از رسیدن من که یه آدم سرماخورده هستم اینجا گذاشتید که بدتر نشم، دمتون گرم...دمتون گرم...
پس بذارید ازتون بخوام
خدایا کلا بگم یک کلوم، من یه نفهمم.
خدایا من کلا حالیم نیست. خدایا همه شواهد نشون میده که من آدم عقلِ مندی نیستم.
خدایا به قرآن همشم اینطوری نبوده که کلا اصلا نخوام آدم باشم، نه!
خدایا من این آخریا خیلی این و اونو اذیت کردم. از رو نفهمی.
خدایا من خودمم از دست خودم عصبانیم. خودم از دست خودم عصبانیم.
خلاصه لطفا خدایا یه کاری کنید من معنی کارامو قبل از اینکه انجامشون بدم بفهمم.
اون مغز و این مخِ ریشه های بدبختیا و بیچارگیامو بفهمم.
بالاخره خدایا مام بنده تیم. دوست داریم بفهمیم.
اللّهم صلّ علی محمّد و ال محمّد
.
.
.
السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
زوم دوربین روی تیتر روزنامه: پیروزی در عملیات والفجر-10
+اصلاحیه فیلمنامه: گوینده این متن الزاما امیر نیست!
+
بشنوید: گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را