تسنیم

آن شـراب طـهور که تنـها تشـنگان راز را می نوشانند:.

تسنیم

آن شـراب طـهور که تنـها تشـنگان راز را می نوشانند:.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی

مداحی شهادت حضرت فاطمه کریمی

دانلود مداحی شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

دانلود مداحی شهادت حضرت فاطمه (س)

دانلود مداحی شهادت حضرت فاطمه کریمی

آندروید

جم تی وی

بازیگران پیوسته به جم تی وی

بازگشت بازیگران جم تی وی

پیوستن بازیگر سریال پریا به شبکه جم

شبکه جم

خرید کاربران تلگرام

افزایش کانال تلگرام

پارتی شبانه شیراز

پنجمین مدال المپیک توسط کیمیا علیزاده

المرأةُ رَیحانَة

مولودی میلاد حضرت رسول اکرم

نوحه شهادت حضرت فاطمه زهرا

مداحی شهادت حضرت فاطمه 94

مداحی شهادت حضرت فاطمه(س)

مداحی شهادت حضرت فاطمه میرداماد

مداحی شهادت حضرت فاطمه زهرا

مداحی برای شهادت حضرت فاطمه

دانلود نوحه شهادت حضرت فاطمه زهرا

دانلود مداحی شهادت حضرت فاطمه سیب سرخی

متن مداحی شهادت حضرت فاطمه

دانلود نوحه شهادت حضرت فاطمه کریمی

دانلود مداحی کریمی شهادت حضرت فاطمه زهرا

دانلود مداحی کریمی برای شهادت حضرت فاطمه

دانلود مداحی شهادت حضرت فاطمه محمود کریمی

دانلود مداحی شهادت حضرت فاطمه زهرا

آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلنوشته های برای امام زمان» ثبت شده است

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:

مادرم فاطمه را در شب جمعه دیدم که تا طلوع صبح در حال رکوع و سجود بود و شنیدم که در حقّ مردان و زنان مومن بسیار دعا می کرد و یکایک آنان را نام می برد، ولی برای خود هیچ دعایی نمی فرمود.

گفتم: مادر! چرا همانگونه که برای دیگران دعا می کنید برای خودتان دعا نمی فرمایید؟

مادرم فرمود: پسرم! نخست همسایه، سپس اهل خانه...



از آسمان نگاهت ستاره می خواهم                 اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم


+ ویژه نامه انا اعطیناک الکوثر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۱۲
تسنیم ..

وقتی ابراهیم شهید شد نامه ام توی جیبش بود. تاریخ نامه 60/11/3 است:


سلام ابراهیم

نامه که نمی فرستی دلگیرم، وقتی هم می فرستی تا چند روز اخلاقم سر جاش نیست. از وقتی که رفته ای حوصله هیچ کاری ندارم. نه حوصله غذا درست کردن دارم و نه حال بازار رفتن. حتی تحمل کتاب را هم ندارم.

فقط دوست دارم بیایی و برویم کنار کارون و درباره خودمان حرف بزنیم.

نه حال سیاست دارم و نه فلسفه و تاریخ و ادبیات. دوست دارم فقط درباره محسن و ستاره و خودمان حرف بزنیم.

دوست دارم صبح بروم توی آشپزخانه و فقط برای تو غذا درست کنم. دوست دارم لباسهات را بشویم، اتو کنم و بدوزم.

حالا که رفته ای حتی دلم برای دعواهایی که گاهی با من می کردی تنگ شده است.

کاش می آمدی و می رفتیم یک گوشه، یک روستا و با هم زندگی می کردیم.

دیروز خواهرت فریده آمده بود و می گفت صدام می خواهد خرمشهر را بمباران کند. از وقتی این را گفته دلم پراکنده شده...1


بهانه: شب شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود و من دلم پر از غم غریبی و مظلومیت خانه علی بن ابی طالب علیه السلام. تو صف نماز نشسته بودم و به زهرا سادات که صف جلویی نشسته بود فکر می کردم. با خودم گفتم حتما چقدر دلش برای سیّد مصطفایش تنگ شده. حتما چقدر دلش می خواهد الان کنارش بود و تنهاییش را در خانه ای که خیلی وقت است تنها خودش هست و خودش، پر کند.

چقدر متانت و حیا داری زهرا سادات...چقدر آرام و باشکوهی...چقدر عاشقانه سر بر سجده می گذاری...چقدر تنهایم و تنها نیستی!


1-بریده ای از داستان کوتاه شب یلدا، مصطفی مستور
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۰۸
تسنیم ..